شهریور ۲۷م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
در نهایت روزهای با هم بودن و فراموشی فراق نبودن هایش
در اعتماد به بهترین ها
همه ی کسانی دم از مردونگی و رفاقت می زدند شدن ÷تکی بر سر من
با نگفتن گفتنی ها
با ادعای دوستی
بین من و شما هیچ فرقی نیست درسته جز یک حرف
شما ادعای مردانگی دارید و رفاقت
و من بر ادعای شما تکیه کردم که ناگاه همه ی شماها
همه ی مرد بودنتان را زیر سوال بردید
مگر جز معرفت چه بود حرفام ؟!!!
دم از این می زنند که پسر معرفت دارد
اما جز اینکه تو این جمع مردانه جز من و دختر ها از مرد بودن و رفاقت کم نگذاشتیم؟!!!
حرف های خاله زنکتان را با دوستیتان ببرید
نمی دونم چرا اما اخیرا هر چه فکر می کنم چه اینجا و چه بیرون از این دنیای مجازی از معرفت دوستان هیچ نمی دانم هیچ نمی فهمم جز نبودنشان وقتی که به معرفت نیاز دارم و جز دوست نبودنشان….
می خواهم دوست باشم اما دوست زنانه نه مردانه که از هرچه دوستی و ادعای مردانگیست بیزار شدم.
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
دل دتنگ دلتنگی ها شدم دل تنگ خود بودن ها
در نبود عاطفه ها
در نبود رویا ها
و نبودن لذت ها
من مانده ام با خود
با صدا ها با رویش افکارم
در جایگزین لذت تنهایی ها
من چنین آماده تنهایی شده ام که تنها پاسخ من به رویا ها نه است همین …
همین نه ها نه بودن ها
شاید هم دز شادی نبودن ها
من بزرگ شده این خلوت احساساتم
و ذهن من
در این خلوت احساسات به بلوغ رسید
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
نمی دونم چرا چند روزه همش دلم هوای مزه های جور وا جور قدیمی و می کنه …..
الان هم یه شکلات داغ می خوام که نوک زبونم که به لیوانش که رسید بسوزه….
از تو وجودم گرم شم و بعد بخاطر گرماش شالم و باز کنم و یکم سرد شم
همین طوری که میره پایین با همه وجودم گرماشو حس کنم و یه تلخی خاص و تو وجودم احساس کنم ….
وای که من عاشق این تلخی ام
اگه همه تلخی ها همین اندازه لذت بخش بود دنیا می شد بهشت…..
آقا یه شکلات تلخ هم لطفا اضافه کنید….
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
یه وبگردی کوتاه
مثه قدیما
یه حس سرد و گرم
نه ترش نه شیرین
مثل یک آب انار ملس
اومـــــــــــــــــــــــــــــــــ همون قدر چسبید و تو تمام تنم خون و به جریان انداخت……
یه وبگردی ملس
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
از اون روزاست که خاطرات یک سال و مرور کردم…..
شایدم زندگی..
بچگی ، سختیها ، خنده ها، و همه قهقهه ها
الان هم با یه لبخند کوچیک فقط….
فقط یه مهر و امضا لازم داشت.
امضا: غزاله
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۸م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
تا حالا شده به این فکر کنی که چرا میای و میری؟!!
الان داشتم فکر می کردم می دونی چی می خوام؟!!!
دلم دست نوشته های شهرزاد و می خواد که نا خودآگاه لبخند میاره رو لبام….
دلم حرفای مهکامه می خواد که می دونم سعی می کنه آرومم کنه و من همیشه با حرفای نا مربوطم گیج و ناراحتش می کنم….
دلم وسوسه بین شنیدن آهنگ فرهاد و آهنگ لالایی شبانم تو خونه های پرسه گرد و نیم سایه می خواد….
دلم حرفای کوتاه و بلند هومنگ و می خواد….
شاید همون قدر که جای آهنگ قرهاد گاهی دلتنگی برام ایجاد می کنه خوندن یه نظر جدید از طرف همشون واسم زیادی تنگ شده….
شاید هم همش واسه ی دلتنگی حرفای سنگین که نتونم بفهمم یعنی چی و کل شب بیدار بمونم واسش……
می خوام یه شب بیدار بمونم ……
واسه حرفای سنگین…..
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۵م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
نه اشکام تلخ نیست….. اما به وری دریا ها هم نیست …. به سردی غروب هم نیست…. شاید دلیل آروم نشدنم همینه….. اشک هام تلخ نیست….
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده
شهریور ۳م, ۱۳۸۹ به قلم: غزاله
می دونی چیه ؟!!
حسرت من از حرف های نزده ام نیست از حرف هایی که بزدم و نشنید….
آره حرف هایی که هزاران بار گفتم و در نهایت گفت اینارو که قبلا هم گفتب آره گفتم
اما کی شنید…..
تمومش شده بود واسم عادت اما الان که دیگه شکست واسم حالا که می دونم اونی شد که من نمی خواستم راحت می گم بی اینکه بدونم می دونه و واسش مهم نیست
تمام دلتنگی های من برای لحظه هایی که اشتباهی می کردم و در نهایت آروم می شد اما اون هیچ وقت نفهمید درد من چیه ….
تنهایی همیشه همین بود…
حالا حتی اگه نیست و تنهام خوب لذت می برم اما اون موقع سکوتش منو تنها تر می کرد….
این تنهایی و من … ساخته ای برای همیم
نه تو م نتونستی دوست خوبی برای تنهایی هام باشی
من من من …فقط من بودن که می تونه من و بسازه …..
می خوام بسازم همه چیو از تنهاییم شروع کنم یه تنهایی قشنگ…….
یه تنهایی بی تو
با بی معرفتی شروع می کنم واسه همه اونایی که روزها ادعا ها دارن آره ادعا اما هیچ هم براشون زیاده….
حالا من هم حداقل می خوام هیچ باشم …………
واسه همه اون لحظه ها……..
تنهایم….همین …..
-
نوشته شده در: دستهبندی نشده